مردان هم قلب دارند ....(قشنگه !!!) دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391
مردان هم قلب دارند فقط صدایش، یواش تر از صدای قلب یک زن است
مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند شاید ندیده باشی اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند
هر وقت زن بودنت را میبینم سینه ام را به جلو میدهم صدایم را کلفت تر میکنم تا مبادا لرزش دست هایم را ببینی
مرد که باشی دوست داری از نگاه یک زن مرد باشی...


به سلامتی هر چی مرد واقعیه
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |

گفتگو با خدا جمعه بیست و ششم خرداد 1391
در رویاهایم دیدم که با خدا گقتگو می کنم . پرسیدم :"چه چیز بشر

شمارا سخت متعجب میسازد؟"

خدا پاسخ داد:" کودکیشان.اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و

عجله دارند بزرگ شوندو بعد دوباره پس از مدتها آرزو می کنند کودک

باشند... اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست

آورند و بعد پولشان را از دست می دهند تا دوباره سلامتی خود را

بدست آورند. اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش

می کنند,بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده.

اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به

گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند."

من دوباره پرسیدم:"به عنوان یک پدر,می خواهید کدام یک از درسهای

زندگی را فرزندانتان بیاموزند؟"

خداوند گفت:"بیاموزند که آنها نمی تونند کسی را وادار کنند که

عاشقشان باشد ,اما می توانند اجازه دهند که خودشان دوست

داشته باشند.

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمهای عمیقی در قلب

دیگران ایجاد کنند, اما سالها طول میکشد تا آن زخمها را التیام بخشند.

بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین هارا دارد بلکه کسی است

که به کمترینه نیاز دارد.

بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند,فقط نمی دانند که

چگونه احساساتشان را نشان دهند.

بیاموزند که دو نفر,میتوانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت

ببینند.

بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند ,بلکه باید خود را

نیز ببخشند."

من با خضوع از خدا تشکر کردم و پرسیدم:"آیا چیز دیگری هم هست

که دوست دارید بندگانتان بدانند؟"

خداوند لبخند زد و گفت:"فقط اینکه بدانند من اینجا هستم
همیشه"
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |

اولین روز دبستان بازگرد ... کودکی ها شاد و خندان باز گرد...
بر سوار اسب های چوبکی ... باز گرد ای خاطرات کودکی...
خاطرات کودکی زیباترند ... یادگاران کهن مانا ترند...
درسهای سال اول ساده بود ... آب را بابا به سارا داده بود...
درس پند آموز روباه و خروس ... روبه مکار و دزد و چاپلوس...
روز مهمانی کوکب خانم است ... سفره پر از بوی نان گندم است...
کاکلی گنجشککی باهوش بود ... فیل نادانی برایش موش بود...
با وجود سوز و سرمای شدید ... ریز علی پیراهن از تن می درید...
تا درون نیمکت جا می شدیم ... ما پر از تصمیم کبری می شدیم...
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم ... یک تراش سرخ لاکی داشتیم...
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت ... دوشمان از حلقه هایش درد داشت...
گرمی دستانمان از آه بود ... برگ دفتر ها به رنگ کاه بود...
همکلاسیهای درد و رنج و کار ... بچه های جامه های وصله دار...
بچه های دکه سیگار سرد ... کودکان کوچک اما مرد مرد...
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود ... جمع بودن بود و تفریقی نبود...
کاش می شد باز کوچک می شدیم ... لااقل یک روز کودک می شدیم...
یاد آن آموزگار ساده پوش ... یاد آن گچها که بودش روی دوش...
ای معلم نام و هم یادت به خیر ... یاد درس آب و بابایت به خیر...
ای دبستانی ترین احساس من ... بازگرد این مشقها را خط بزن...
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |


میان ماندن و نماندن


فاصله تنها یک حرف ساده بود


از قول من


به باران بی امان بگو :


دل اگر دل باشد ،


آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد


- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –


گذشته در چشمانم مانده است


عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است


چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی


صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم


که نفهمی هنوز هم دوستت دارم

ادامه مطلب را بخوانید ..................
ادامه مطلب
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |

جاده ي قلب مرا رهگذري نيست كه نيست پنجشنبه هجدهم خرداد 1391
جاده ي قلب مرا رهگذري نيست كه نيست
جز غبار غم و اندوه در آن همسفري نيست كه نيست



آن چنان خيمه زده بر دل من سايه ي درد
كه در او از مه شادي اثــــري نيـــست كه نيـــــست



شايد اين قسمت من بود كه بي كس باشم
كه به جز سايه مرا با خبري نيســــــت كه نيــــست


اين دل خسته زماني پر پروازي داشت
حال از جور زمان بال و پري نيســــــت كه نيــــست


بس كه تنهايم و يار دگری نيست مرا
بعد مرگ دل من چـــــشم تري نيســـــت كه نيــــست


شب تاريك ، شده حاكم چشم و دل من
با من شب زده حتي سحري نيســــــت كه نيـــــــست


كامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان
كه به شيريني مرگم شـــــكري نيســـــت كه نيســـــت
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |

گفتم: خدایا ... دوشنبه هشتم خرداد 1391


گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از
من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از
من؟


گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا
من؟


گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس
من؟


گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر
من؟


گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از
من؟



گفتم: خدایا اینقدر نگو من
گفت: من توام تو من

.
.
.
حرفاتو راحتر از اونی ک فک میکنی میتونی بخدا بزنی؟
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |

جملات زیبا چهارشنبه سوم خرداد 1391
=0+1 تو 'يک' هستی و من 'صفر' ،من باشم يا نباشم تو يک هستی... ولی اگر تو نباشی من هيچم...! ! !

نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد

پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد: كي بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضي گرفته بود

به تركه مي گن دگرگوني يعني چه ؟ مي گه يعني اين گوني نه . يك گوني ديگه

به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از ****** مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم

خوردن شيريني خيلي راحته٬ خوندن داستان شيرين هم راحته٬ اما پيدا كردن دوست شيرين خيلي سخته! تو چطوري منو پيدا كردي؟

میدونی فلسفه اختراع سرسره چیه؟ میخوان از بچگی به آدم یاد بدن که بالا رفتن چقدر سخته و پایین آومدن چقدر آسون!!!

اي عشق مدد کن که به سامان برسيم، چون مزرعه تشنه به باران برسيم، يا من برسم به يار يا يار به من، يا هر دو بميريمو به پايان برسيم

رمز موفقيت ۲ كلمه است:تصميم درست ، رمز گرفتن تصميم درست ۱ كلمه است :تجربه ، رمز كسب تجربه ۲ كلمه است :تصميم نادرست

بقیه در ادامه مطلب .........


برچسب‌ها: جملات زیبا, اس ام اس, جملات حکیمانه, اس ام اس عاشقانه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |


انان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز هراسي از فراموشي نيست چرا كه جاودانند


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم عمل کنید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |

دلنوشته های یک عدد فرزند آدم دوشنبه یکم خرداد 1391
دیشب یاد رویت تا صبح درسرم بود------------قلب تو بار دگر تا صبح در برم بود
یادتو مثل مرهم تا صبح روی زخمم-------------زخمی که ازدوریت سالها دردلم بود
آن مرهمم زیادت زخم دوا نمیکرد---------------آیا جزتو این دل دوای درم بود
جزتو در این غمکده چیزدگرندارم --------------آخرکجای هستی حرف همین دلم بود
پیدا نمیتوانم، کرد تو را زجانم------------------با من بگو زسرت راز همین برم بود
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |

دلم گرفته آسمون... یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391
دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم

حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن

نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم

برگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمین برای من یه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن
نوشته شده توسط .:: مهدي ::.  | لینک ثابت |